تبليغاتX
یادداشت های پراکنده من

آدم هیچ وقت نباید به دانسته های خودش شک کنه و بدنبال توصیه دیگران بره. این حرفی ه که من به تمام ادما به عنوان توصیه میکنم . اما بیشتر وقت ها اگه حواست نباشه همین تویی که خیلی ادعات میشه رو به یه مغلطه گول میزنن و ترغیبت میکنن که کاری کنی که دقیقا بعد از انجامش پشیمون خواهی شد، مثال جالبش کار وحشتناکی بود که حدود سی میلیون ایرانی 30 سال پیش انجام دادن و پروسه پشیمانی از همون سال 58 شروع شد. امروز این اتفاق برای من بعد از سالها افتاد. مغلطه ای که من گولشو خوردم اسمش تشبث به آتوریته است (. (Authority

حالا این نوع مغلطه چیه؟ قول میدم اگه بگم چیه همتون میگید ما هم گولشو خوردیم.

حتما شنیدین که میگن فلان حرف رو در زمینه فرض کنید پیدایش جهان رو ( که از نظر عالمان این زمینه دقیقا نظرشون با این حرف مخالفه) اقای پروفسور تقی ایکسمن استاد دانشگاه هاروارد نیز در کتاب خودش تایید کرده. خوب ما ملت بیچاره هم گول چند تا چیز و خورده و احتمال زیاد اون حرفو قبول میکنیم. اون چیزا اینا هستند: پروفسور،استاد،هاروارد، امریکا، کتاب. و نا خود آگاه نظام استدلالیمون مختل شده ( اگه وجود داشته باشه) و به سمتی پیش میریم که میخوان ببرنمون. پس دوستان اگه این مطلبو میخونین توصیه میکنم مواظب این مغلطه ها باشین.

خوب بریم سراغ مورد خودم. من دوروز پیش دنبال یه مظلبی در مورد خودشناسی می گشتم . نو اینترنت چرخ میزدم. تا اینکه چندین جا دیدم که همه دارن از یه کتاب تعریف میکنن تحت عنوان " چهار اثر از فلورانس اسکاول شین". کتابی بسیار عالی در زمینه خودشناسی و ... ، که به چاپ شصتم رسیده. من امروز داشتم از یه کتاب فروشی رد میشدم که با خودم گفتم بذار سوال کنم بینم این کتابرو دارن که بگیرم و تا به یارو گفتم چهار اثر پرید کتابو گذاشت تو دستم و گفت چار و دویس.منم تا دیدمش خوشحال شدم وگرفتم ندیده گذاشتمش تو کیفم. حاضرم قسم بخورم اگه همونجا ورق زده بودم نمیخریدم از بس این کتاب مزخرفه. من از این که خریدمش خیلی ناراحت شدم چون تا حالا کتاب به این مزخرفی نخوندم. و بیشتر متاسفم برا کسایی که چاپ این کتابو به 60 رسوندن. تنها کاربردی که براش پیدا کردم این بود که بذارمش همیشه جلو چشم باشه که تجربه ای برای همیشه باشه. اما اون مغلطه ای که منم گرفتارش بودم بیشتر دوتا چیز بود:1- اینترنت و تعداد زیاد کسایی که تعریف کرده بودن 2- چاپ شصتم.

اصلا این کتابو نخرید ولی برا اینکه به حرفام برسید اگه جایی دیدینش یه ورقی بزنید. تنها مشتریای این کتاب غیر از خودم که غفلت کردم خانوم های حامله هستند چون زیاد نمیتونن حرف بزنن میتونن حرف های خاله زنکی رو تو این کتاب پیدا کنن.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:17  توسط سروش  | 

آدم هیچ وقت نباید به دانسته های خودش شک کنه و بدنبال توصیه دیگران بره. این حرفی ه که من به تمام ادما به عنوان توصیه میکنم . اما بیشتر وقت ها اگه حواست نباشه همین تویی که خیلی ادعات میشه رو به یه مغلطه گول میزنن و ترغیبت میکنن که کاری کنی که دقیقا بعد از انجامش پشیمون خواهی شد، مثال جالبش کار وحشتناکی بود که حدود سی میلیون ایرانی 30 سال پیش انجام دادن و پروسه پشیمانی از همون سال 58 شروع شد. امروز این اتفاق برای من بعد از سالها افتاد. مغلطه ای که من گولشو خوردم اسمش تشبث به آتوریته است (. (Authority

حالا این نوع مغلطه چیه؟ قول میدم اگه بگم چیه همتون میگید ما هم گولشو خوردیم.

حتما شنیدین که میگن فلان حرف رو در زمینه فرض کنید پیدایش جهان رو ( که از نظر عالمان این زمینه دقیقا نظرشون با این حرف مخالفه) اقای پروفسور تقی ایکسمن استاد دانشگاه هاروارد نیز در کتاب خودش تایید کرده. خوب ما ملت بیچاره هم گول چند تا چیز و خورده و احتمال زیاد اون حرفو قبول میکنیم. اون چیزا اینا هستند: پروفسور،استاد،هاروارد، امریکا، کتاب. و نا خود آگاه نظام استدلالیمون مختل شده ( اگه وجود داشته باشه) و به سمتی پیش میریم که میخوان ببرنمون. پس دوستان اگه این مطلبو میخونین توصیه میکنم مواظب این مغلطه ها باشین.

خوب بریم سراغ مورد خودم. من دوروز پیش دنبال یه مظلبی در مورد خودشناسی می گشتم . نو اینترنت چرخ میزدم. تا اینکه چندین جا دیدم که همه دارن از یه کتاب تعریف میکنن تحت عنوان " چهار اثر از فلورانس اسکاول شین". کتابی بسیار عالی در زمینه خودشناسی و ... ، که به چاپ شصتم رسیده. من امروز داشتم از یه کتاب فروشی رد میشدم که با خودم گفتم بذار سوال کنم بینم این کتابرو دارن که بگیرم و تا به یارو گفتم چهار اثر پرید کتابو گذاشت تو دستم و گفت چار و دویس.منم تا دیدمش خوشحال شدم وگرفتم ندیده گذاشتمش تو کیفم. حاضرم قسم بخورم اگه همونجا ورق زده بودم نمیخریدم از بس این کتاب مزخرفه. من از این که خریدمش خیلی ناراحت شدم چون تا حالا کتاب به این مزخرفی نخوندم. و بیشتر متاسفم برا کسایی که چاپ این کتابو به 60 رسوندن. تنها کاربردی که براش پیدا کردم این بود که بذارمش همیشه جلو چشم باشه که تجربه ای برای همیشه باشه. اما اون مغلطه ای که منم گرفتارش بودم بیشتر دوتا چیز بود:1- اینترنت و تعداد زیاد کسایی که تعریف کرده بودن 2- چاپ شصتم.

اصلا این کتابو نخرید ولی برا اینکه به حرفام برسید اگه جایی دیدینش یه ورقی بزنید. تنها مشتریای این کتاب غیر از خودم که غفلت کردم خانوم های حامله هستند چون زیاد نمیتونن حرف بزنن میتونن حرف های خاله زنکی رو تو این کتاب پیدا کنن.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:16  توسط سروش  | 





پرسپوليس قهرمان شد!!!! به اين تيم تبريک ميگيم. اما آيا قهرمان شد يا قهرمانش کردند؟ حتما ميگيد کيا قهرمانش کردند؟ مطمئنا مسئولين نمک نشناس فيفا نتونستند کمکي بکنند. اما به جاي اون آقاي علي آبادي، فدراسيون فوتبال، کميته انظباطي (با اون رئيس بي لياقتش که بهش بيشتر مياد با گاري هندونه بفروشه تا رئيس کميته به اين مهمي باشه)، فدراسيون فوتبال، سازمان ليگ ،يحيي گل محمدي، شهرداري تهران، عادل فردوسي پور و دست آخر جناب مظفري زاده داور بي لياقت و بي کفايت فوتبال همه زورشونو زدند تا اين تيم قهرمان شه.
اين موضوع رو خيلي خوب و به طرز احمقانه اي همه نشون دادند و جالب اينه که ميخوان قايم کنن که تمام سعيشونو کردن که سپاهان قهرمان نشه.
عادل فردوسي پور بعد از گل سپاهان جوري حرف ميزد و دلداري ميداد که انگار 4 تا گل پرسپوليس به سپاهان زده.
داور اين ديدار يا برنده اصلي بازي که نمي توان گفت داور و بيشتر حامي بود تا داورحد اکثر تلاش خودش را در از بين بردن سپاهان انجام داد. من اخرش نفهميدم 7 دقيقه اضافه را از کجاش در اورد؟و چگونه تو يه بازي بچه هاي سپاهان که با اخلاق ترينند تو فوتبال ايران 10 کارت داده شد؟ مثلا ابوالهيل به دليل اينکه مربي از تعويضش منصرف شد کارت گرفت(احمقانه نيست؟)
فردوسي پور جالبه که در حالتي که ميخواد خودشو بي طرف جلوه بده تو بر نامه مزخرفش (90) نشسته و فکر ميکنه مردم نميفهمن که تو دلش قند آب ميکنن. يکي نيست بگه از مهمون دعوت کردنت،از عربده کشيدن موقع گل پيروزي و سکوتت موقع گل سپاهان ، از مسابقه پيام کوتاهت و با فنايي هماهنگ کردنت و ... پيداست آقا چکاره اي.جريان دم خروسه اين کارات. مثه مرد بگو خوشحالي.خلاصه خيلي تابلويي!!!

براي سپاهان عزيز آرزوي موفقيت ميکنيم و اميدواريم با وجود اين حق خوري ها و حماقت ها در ضد فوتبال فوتبال ايران بدرخشه و هميشه مثل الان يه سر و گردن از فوتبال کشور جلو باشه. يه پيام براي آقاي ساکت : دوست داريم. بمون و بدرخش و دفاع کن از اين بزرگ تيم ايران زمين.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:1  توسط سروش  | 

امروز خبری خوندم در مورد اینکه مغز 10 ثانیه قبل از آگاهی فرد تصمیم می گیرد.
 
" پژوهشگران آلمانی در بررسیهای خود کشف کردند که مغز 10 ثانیه پیش از آنکه فرد از تصمیمی آگاه شود این تصمیم را اتخاذ می کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، محققان مرکز علوم شناختی موسسه ماکس پلانک آلمان با هدف بررسی "آزادی اراده" در فرایند تصمیم گیری افراد کشف کردند که مغز انسان تقریبا 10 ثانیه قبل از اینکه فرد از تصمیمی آگاه شود این تصمیم را اتخاذ می کند."
 
این محققین نازنازی در جریان نیستند که در این طرف دنیا جایی هست که مردمش قبل از اینکه اطلاعات به مغزشون بره تصمیمشونو گرفتن و مغزشون وقتی میاد وسط که دیگه خیلی دیره. مثلا این تست که اینا انجام دادن رو مردم ما ۳۰ سال پیش انجام دادن و بعد از حدود ۲۵ سال مغزشون دستور اتخاب رو داد. ولی شرمنده مغزای دوست داشتنیشون شدند. اونا همیشه از مغزشون در از بین بردن روح و جسم خودشون و هم نوعاشون استفاده میکنن.  پس خبر رو من اصلاح میکنم:
 
"دانشمندان ایرانی برای اولین بار در جهان هستی کشف کردند که مغز انسان حد اقل ۲۵ سال وقت برای تحلیل دقیق اطلاعات و اتخاذ تصمیم مناسب احتیاج دارد."
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:53  توسط سروش  | 

هراسهاي بيهوده ،تا بوده همين بوده،
فرزندهاي مشروع ،شرع ، قانون
و تباهي پوچي بيهودگي
و عمر مي رسد به 30 ،50 ،70
و حاصل چند فرند وچندين نواده
و اين است ضمانت زندگي .
گوسفندهاي آبادي بالا چه فرق دارد آبادي پايين
چوپانها سرمست مغرور
سرشير هست،پنير هست و ماستهاي ترشيده
وگهگاهي گرگهاي دريده و در هر جشني و در هر عزايي
سري بريده
من رفتم ،مي روم جايز نيست من رفتم
من رفتم وحديث گفتم
چوپان به از گوسفند
آزادي به از بند چه با لبخند چه بي لبخند
آزادي به ازبند

نمی دونم کی از ما پرسید که میخوای زندگی کنی یا نه. زندگی نتیجه شهوترانی یک جفت انسان ( بهتر است بگویم جانور چون همه جانداران این کارو بلدند) و ادامه ماجرا ...

به عکس های زیر خوب بنگرید. به کدامین گناه؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 14:58  توسط سروش  | 

 

زنگی کثیف ما همش شده تکرار.تکرار تکرار. اصلا همه ما دچارروز مرگی شدیم. طراوت مرده. همه دارن یه کارو۱۱۰ بار در روز تکرار میکنند. حتی اگه اخبارم گوش بدی میبینی تکراریه (موج اعتراضات به بوش / خشم دنیا از استکبار/ تلاش دنیا برای برقراری مناسبات تجاری و فرهنگی و اقتصادی با ایران<دنیا= بلاروس و ونزوئلا و بولیوی و بر کینافاسو!!!!> / رکود اقتصاد امریکا/ افزایش بهای نفت/ افزایش فحشا در امریکا و اروپا/ خواص پزشکی گریه کردن/  رونق بورس ایران/ و  اخیرا سخنان جالب رئیس جمهور).

مردم صبح زود توی صف شیر به طول ۲۰۰ متر و بقیه اوصاف این ملت. حالشو ندارم در مورد کارای کثیفمون که ممکنه روزی ۱۰۰ بار تکرار شه حرفی بزنم. متاسفم برای ... نمیدونم کیو بگم (خودم. مردم. این خاک. خدا...) ما جهان سومی های بد بخت دچار روز مرگی شدیم و نمی خوایم در اییم از این نکبت. خاک بر سر ملت های بی عرضه و بر باد رفته. جای ما روی خاک پاک این کشور نیست. ما حقمون بدترین تبعید گاه هاست. حیف اکسیژن که ما حروم میکنیم. تا حالا فکر کردیم به چه درد هم میخوریم؟ به درد هم نه به درد خودمون!...

سلام بر .......................................................................................................................مرگ!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:55  توسط سروش  | 

آدم تو این مملکت تو هیچ قبرستونی نمیتونه بره تفریح کنه. رستوران میری آشغال میذارن جلوت. تلویزیون میبینی سریالای عهد عتیقو پخش میکنن. سینمام که می ری حالتو میگیرن با فیلماشون.

دیروز رفتم سینماو کاش نرفته بودم. یه عده آدم خشک مغز که مثه طوطی یه کارشون رو ۱۰۰ بار تکرار میکنن و جالبه که با همون تیم بازیگری قبلی. اومدن فیلم ساختن اسمش چیه؟ توفیق اجباری. داستان چیه ؟ من گلزارم همه ازم فیلم میگیرن عاشقمن دوست دارن به من.... آدم به این بگه بازیگر یا به جوونیای عزت الله انتظامی و علی نصیریان و... خاک بر سر ما که میریم بلیط این فیلمارو میخریم. بابا اگه عقده شهرت داری لا اقل برو تمرین کن مث رضازاده ۲-۳ تا مدال بیار بیمصرف. خجالت نمیکشی اسم خودت رو میذاری بازیگر؟  شهرت به اینه که عکست رو لپ لپ باشه؟ نه آقا اشتبا اومدی. دور بت میدن ولی اشتبا اومدی.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:18  توسط سروش  | 

دوباره از سر...

همیشه فکر میکردم این وبلاگم مثه همه کارای نیمه تمومم کارش تمومه. کارای مزخرفی این چند وقت رو سرم بوده و شایدم باشه. خوبه نمیخوام دکترا بگیرم... پنج سال تو این دانشگاه عمر از خدا گرفتم و  تلف کردم. داره تموم میشه. بعدش چی؟ کجا میخوای علاف بشی؟ برو که معلوم نیس کجا میری!!! برو بینم چیکار میکنی! برو...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:38  توسط سروش  | 

 

داری چیکار میکنی؟

دارم درس میخونم.

داری چیکار میکنی؟

دارم زبان میخونم.

داری چیکار میکنی؟

دارم پول در میارم.

داری چیکار میکنی؟

دارم مخ بابامو میزنم.

داری چیکار میکنی؟

دارم سرچ میکنم.

داری چیکار میکنی؟

دارم دنبال یکی میگردم کمکم کنه.

داری چیکار میکنی؟

دنبال پارتیم برای معافی.

داری چیکار میکنی؟

رو مخ یه دختر کار میکنم باهاش برم.

داری چیکار میکنی؟...............

و این شده کار و زندگی و آرزوی جوان های به اصطلاح به سامان رسیده ی این سرزمین.برای تشریح این وضع همین بس که به صورت قاچاق با لنج و قایق و عله و بله خودشونو برسونن دبی و مالزی و قبرس و ... و تو این مسیر جونشونم میذارن.

دلیل:

به لب رسیدن جان.

والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 13:16  توسط سروش  | 

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته

شعر میگویم به یادت در قفس تنها و خسته

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شب های مستی

با تو ام شیرین ترین رویای هستی!!!!!!

********************************************************************

نمی دونم فقط منم تابستونا تنبل و بی حوصله میشم یا بقیم اینطورن!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 10:53  توسط سروش  | 

.com Counter code -->